جواد محدثى

101

فرهنگ عاشورا ( فارسي )

نيروى يارى دهنده ، چه براى سلب انگيزهء جنگ از دشمن و چه براى افشاگرى نسبت به ماهيّت سلطهء حاكم استفاده كرد . اين شيوه ، هم توسّط خود امام ، هم از طريق حضرت زينب ، امام سجاد و ساير اهل بيت انجام مىگرفت . حتى پوشيدن برد ، زره و عمامهء پيامبر « ص » و برگرفتن ذو الفقار و يادآورى خويشاوندى خود با پيامبر خدا نيز ، در تحريك عواطف دينى نيروهاى دشمن مؤثّر بوده و به عنوان يك شيوهء تبليغاتى و روانى قابل توجه است . 7 - « اتمام حجّت » : براى بستن راه هر گونه عذر و بهانه و توجيه و تأويل ، آن حضرت مكرر اقدام به « اتمام حجّت » كرد ، هم براى بازداشتن دشمن از كشتن او ، هم براى پيوستن افراد به جبههء حق . در اين اتمام حجّت ، گاهى هم تكيه روى حسب و نسب خويش مىكرد . مثلا در خطبهء صبح عاشورا ، براى متزلزل ساختن انگيزهء دشمن ، بر اين نسب تأكيد مىشد كه : « فانسبونى فانظروا من انا ؟ . . . الست . . . الست . . . » « 1 » بنگريد كه من كيستم ؟ آيا من آن نيستم كه . . . . اينها هر شبهه‌اى را رفع و دفع مىكرد و دشمن را خلع سلاح مىنمود . 8 - « آماده‌سازى » : ياران و اهل بيت خود را از نظر روانى آماده مىساخت كه با حادثهء عاشورا شجاعانه رو به رو شوند و با سخنان و خطابه‌ها ، روحيهء شهادت طلبى در ياران ، و صبر و تحمّل در بستگان ايجاد مىكرد و هرگونه « ابهام » در مسير و هدف و سرانجام را مىزدود . 9 - « جذب عاطفى » : برخوردى كه در گرماى نيمروز ، با سپاه تشنهء حرّ داشت و همه را سيراب كرد ، سپس برگزارى نماز جماعت به امامت سيد الشهدا « ع » و اقتداى آنان به حضرت ، آنگاه سخنرانى توجيهى و تبيينى براى سپاه دشمن ، در واقع نوعى آميختن لطف و نوازش با روشنگرى و تبيين ، نقش مهمّى در جذب عاطفى آنان داشت . سرانجام هم حرّ ، به امام پيوست . 10 - « جبران كميّت با كيفيّت » : گرچه ياران آن حضرت در كربلا اندك بودند ، امّا اين كميّت اندك را ، با كيفيّت بالا و روحيّهء و الا در ياران خويش جبران كرد ، چه در سخنان طول راه ، چه ميثاق شب عاشورا و اعلام ايستادگى ياران تا پاى جان و نيز نشان دادن جايگاه اصحاب خود در بهشت ، به آن جمع حاضر .

--> ( 1 ) - كامل ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 561 .